ذبح عدالت آموزشی در ایران، از نگاه دولت آموزش و پرورش یک وزارت هزینه زا و ضرر ده است، آیا رد پای رانت و فساد اداری وجود دارد؟

به گزارش مجله زیتوا، به نظر میرسد در ایران دولت ها تصور صحیحی از صندلی تعلیم تربیت ندارند و آن را یک بخش هزینه زا و ضرر ده می بینند نگاهی که گاهی در سطح خود وزارت آموزش و پرورش قابل مشاهده است.

ذبح عدالت آموزشی در ایران، از نگاه دولت آموزش و پرورش یک وزارت هزینه زا و ضرر ده است، آیا رد پای رانت و فساد اداری وجود دارد؟

اگر علاقمند به دریافت بهترین خدمات هزینه تحصل در استرالیا هستید با ما همراه شوید، با مجری مستقیم ویزای تحصیلی استرالیا، با دریافت مشاوره رایگان از مجربترین تیم مهاجرتی استرالیا، بهترین مسیر را به سوی دانشگاه های استرالیا انتخاب کنید.

به گزارش گروه اجتماعی مجله زیتوا، محمد زنده دلی- بر اساس آنچه که در آمار ها دیده می گردد تعداد مدارس دولتی روز به روز در حال کاهش و مدارس در اصطلاح غیر انتفاعی در حال افزایش است .

به نحوی که در بعضی شهر های کشور درصد قابل توجهی از مدارس غیرانتفاعی هستند مدارسی که عمدتا شهریه های سنگینی برای ثبت نام دارند.

هدف از تاسیس مدارس غیر انتفاعی به گفته آموزش و پرورش کم کردن بار دانش آموزان در مدارس دولتی و اشتغال جوانان تحصیلنموده ای که جذب دولت نشده اند است.

این در حالی است که به تصریح اصل 3 و اصل 30 قانون اساسی دولت موظف است آموزش و پرورش و لوازم و امکانات مورد احتیاج آن را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهد.

عدالت آموزشی در ایران ذبح شده است

عدم توجه به مدارس دولتی باعث شده گاهی سطح تربیتی و آموزشی آن ها آن قدر پایین باشد که خانواده ها برای حفظ فرزندان خودر از آسیب های اجتماعی و علم آموزی ذر حد معول و داشتن حداقل ها مجبور به ثبت نام در مدارس غیر انتفاعی هستند.

هدف از تاسیس مدارس غیر انتفاعی به گفته آموزش و پرورش کم کردن بار دانش آموزان در مدارس دولتی و اشتغال جوانان تحصیلنموده ای که جذب دولت نشده اند است.

اما امروز فرایند به شکلی طی شده که به طور معین حتی نمی توان بین مدارس دولتی و غیر انتفاعی حتی یک الگوی رقابتی فرض کرد و به وضوح مدارس دولتی کارآیی لازم را ندارند.

در واقع مدارس غیر انتفاعی باعث طبقاتی شدن آموزش و کشاندن اختلاف طبقاتی به مدارس شده اند به نحوی که ثروتمندان و قدرتمندان جامعه فرزندان خود را با هزینه های آن چنانی در این مدارس ثبت نام می نمایند و از آموزش ها و حقوقی برخورد دار می شوند که مقدار زیادی از آن حق معمول و حداقلی همه جامعه است و دولت و وزرات آموزش و پرورش موظف به احقاق آن حقوق برای عامه بدون در نظر دریافت موقعیت اجتماعی افراد است.

آنالیز ها نشان میدهد میزان نابرابری در هزینه های آموزشی بین خانواده ها دهک بالا و پایین حدود 53 درصد است یعنی دهک ثرنمند 53 برابر بیشتر برای آموزش فرزندان خود هزینه می نماید.

این را در نظر بگیریم که به گفته معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش رضوان حکیم زاده 33 درصد از ایرانیان دسترسی بسیار کمی به منابع یادگیری و آموزش دارند در حالی که در دنیا فقط 9 درصد است این مشکل را دارند.

از سویی آنالیز نتایج کنکور در سال 99 نشان می دهد که فقط 5 درصد از نفرات برتر کنکور در مدارس دولتی تحصیل نموده اند یعنی در واقع مدارس دولتی که طبق قانون باید همه امکانات و شرایط تحصیل را برای دانش آموزان رایگان فراهم نمایند، توانسته اند در تمام کشور حداکثر 5 درصد در یک آزمون علمی مثل کنکور موثر باشند.

در واقع در حال حاضر شرط برخورداری از آموزش وپرورش با کیفیت مطلوب، ارتباط مستقیمی با تمکن مالی خانوار ها دارد؛ بنابراین با اسـتناد به این موضوع، درحال حاضر آموزش وپرورش دچار تبعیض و نابرابری شدید آموزشی و فرصت های نابرابر رشد است.

نابرابری در آموزش و طبقاتی شدن آن آسیب های فردی و اجتماعی بسیاری دارد و قطعا تبعات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی امنیتی گسترده ای در آینده کشور خواهند داشت.

به همین خاطر احتیاج است بحث عدالت آموزشی جدی گرفته گردد و اقداماتی در کوتاه مدت و بلند مدت برای دستیابی و حرکت به آن انجام گردد

نگاه دولت ها به آموزش و پرورش یک وزارت هزینه زا و ضرر ده است

به نظر میرسد در ایران دولت ها تصور صحیحی از صندلی تعلیم تربیت ندارند و آن را یک بخش هزینه زا و ضرر ده می بینند نگاهی که گاهی در سطح خود وزارت آموزش و پرورش قابل مشاهده است.

شاید همین نگاه موجب گسترش مدارس غیرانتفاعی شده تا هزینه های وزارت آموزش و پرورش را به حداقل رساند یا حتی آن را درآمد زا کند.

آنچه مشاهده می گردد آن است که هر سـاله پس از انتشار لایحه بودجه شاهد سهم ناچیز آموزش و پرورش هستیم مثلا در سال 1398 با اینکه متوسط دنیای سهم نظام تعلیم و تربیت از فراوری ناخالص داخلی 5 درصد است فقط دو درصد از آن به آموزش و پرورش رسیده این مسئله گویای کیفیت پایین آموزش در کشور و عدم کوشش برای بهبود آن است .

یا در سال 1399 کل بودجه وزرات آموزش و پرورش 52 هزار میلیارد تومان است حال آن که کارشناسان معتقد اند با توجه به تورم فعلی کشور این وزرات خانه فقط برای تامین احتیاج ها و هزینه های معمول خود به 67 هزار میلیارد تومان احتیاج دارد.

در صورتی که نظام تعلیم و تربیت باید به دید یک سرمایه گذاری بلند مدت دیده گردد که در آینده منفعت آن در ابعاد مختلف نصیب جامعه می گردد.

در واقع توسعه انسانی یک رکن اصلی در پیشبرد سایر عرصه های سیاسی اجتماعی و حتی مالی است و هزینه این بخش با یک ضریب قابل توجه به جیب کشور بازخواهد گشت .

به گفته بسیاری از اقتصاددانان به ازای هر یک واحد سـرمایه گذاری در آموزش، حداقل چهار برابر ارزش افزوده فراوری میگردد، و حتی در دوره ابتدایی این عدد به هشت برابر می رسد.

مثل همواره رد پای رانت و فساد اداری

مسئله دیگر مفعت طلبی و رانتی است که گا ها مدارس غیر انتفاعی در بدنه وزرات آموزش و پرورش ایجاد نموده اند و مانع از اجرای بعضی اصلاحات میشوند. حتی شنیده می گردد بعضی از مسئولین ارشد این وزارت خانه خود اقدام به تاسیس مدارس غیر انتفاعی نموده اند مسئله ای که واکنش وزیر آموزش و پرورش را در پی داشت و خرداد سال جاری در بخشنامه ای این مسئله ممنوع و تخلف اعلام نمود.

براساس قانون آموزش و پرورش در کشور باید رایگان باشد از سویی نگاه درآمد زا و تجاری به این مسئله هم غلط و آسیب زاست.

چه کنیم؟

همانطور که گفته شد براساس قانون آموزش و پرورش در کشور باید رایگان باشد از سویی نگاه درآمد زا و تجاری به این مسئله هم غلط و آسیب زاست.

ولی این نهاد در مواجهه با تقاضای روز افزون برای دریافت آموزش و پرورش دچار کمبود شدید مالی و ناکارآمدی در مصرف بودجه است.

مثلا به گفته علی الهیار ترکمن معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش حدود 99 درصد از بودجه این وزارت خانه فقط صرف حقوق پرسنل میگردد.

از سویی گسترش مدارس غیر انتفاعی در شهر ها و منفعت مالی بالای آن ها باعث کاهش انگیزه سرمایه گذاران خصوصی برای سـرمایه گذاری در مناطق محروم به ویژه روسـتا ها شده است به نحوی که امروزه بسیاری از دانش آموزان در مناطق روستایی و حاشیه شـهر ها حتی به مدارس دولتی کم کیفیت دسترسی ندارند.

کارشناسان معتقد اند دولت به عنوان یک سرمایه گذار باید توجه جدی تری به وزرات آموزش و پرورش داشته باشد از سوی دیگر باید بعضی از رویکرد ها در این وزارت خانه اصلاح گردد تا منابع مالی به شکل صحیح و منطقی هزینه شوند و سهم بیشتر به توسعه آموزش برسد. کشور ها به دلیل تفاوت در منابع و درآمد های ملی به سراغ راه های متفاوتی برای تامین مالی بخش آموزش وپرورش رفته اند.

به عنوان مثال در آمریکا، بخش زیادی از بودجه مدارس توسط دولت ایاالت و بخش به جامانده توسط دولت های محلی تامین میگردد و در این کشور برای تامین مالی اهداف غیرآموزشی نظیر ساخت وساز مدارس و حمل ونقل دانش آموزان از بودجه های دولت فدرال اسـتفاده میگردد. این نحوه تامین مالی موجب شده آموزش در این کشور به صورت رایگان باشد.

در میان کشور های اروپایی، سوئد به تامین مالی غیردولتی روی آورده، به این نحو که در سال 2018 میلادی تنها هشت درصد از بودجه آموزش وپرورش توسط دولت تامین شده و مابقی آن توسط شهرداریها، شورا های استانی و نهاد های خصوصی تامین میشـود و این امر نه تنها موجب رایگان شدن آموزش و تغذیه دانش آموزان در مدارس سوئد شده، بلکه هرساله به دانش آموزان رده های سنی 16 تا 20 سال یاری هزینه های دولتی اعطا میشـود.

البته در ایران هم بر اساس قانون باید 2 تا 5 درصد از درآمد شهرداری ها از محل دریافت عوارض به آموزش و پرورش برسد، مسئله ای که عملا انجام نمی گردد.

در ترکیه نیز دولت مرکزی خود را ملزم به حمایت از تمامی سطوح آموزشی میداند و بیشترین هزینه را در آموزش دوره ابتدایی صرف میکند. در تامین مالی آموزش وپرورش کشور ترکیه آن چیزی که بیشتر جلب توجه میکند، حضور بازار بورس استانبول و اتحادیه بورس ترکیه در کنار بنگاه های خیریه جهت ساخت مدارس در این کشور اسـت که درحال حاضر حدود 75 مدرسه با گنجایش 43 هزار دانش آموز ساخته شده است.

در چین به عنوان پرجمعیت ترین کشـور دنیا، مدارس به دو صورت دولتی و غیردولتی فعالیت مینمایند. در این کشور والدین ملزم هستند سالی دوبار هزینه های کتاب درسی و هزینه های آموزشی را به مدرسه بپردازند تا مدارس آن وسایل را خریداری نمایند.

همچنین مدارس در روستا های چین توسط دهدار روستا ساخته و مدیریت میگردد که مخارج ساخت اینگونه مدارس از خانواده ها تامین میگردد.

در این کشور 45 درصـد از معلمان غیردولتی بوده و از یاری های مردمی حقوق خود را دریافت مینمایند.

همان طور که معین است در کشور های توسعه یافته با توجه به شرایط اجتماعی-سیاسی و موانع و الزامات قانونی مختص به خود تکلیف نظام آموزشی کشور معین است و در همه کشور ها مهم پنداشتن سیستم آموزشی و تربیتی مشترک است.

اما این مسئله در کشور ما دیده نمی گردد یعنی اوضاع آموزش و پرورش نامساعد است و اراده ای هم برای برطرف مسائل در دولت های مختلف تا به حال دیده نشدهبه نظر میرسد مسئله تعلیم و تربیت در ایران مانند بسیاری از مسائل دیگر عملا رها شده و بدون توجه به اهمیت فراوان آن کوشش می گردد به گونه ای از زیر بار آن شانه خالی گردد حال قصد دارد به وسیله سپردن امر مهم آموزش به مدارس غیر دولتی و بخش خصوصی آن ها هم بدون برنامه ریزی و چهاچوب کارشناسی شده باشد یا تبدیل آموزش و پرورش به یک بنگاه مالی و تجاری کردن علم آموزی.مسئله ای که اگر دولت ها و دستگاه های نظارتی زودتر فکری به حال آن ننمایند تبعات مخرب بسیاری را در آینده نزدیک متوجه جامعه می سازد.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 23 آبان 1399 بروزرسانی: 23 آبان 1399 گردآورنده: zeetova.ir شناسه مطلب: 975

به "ذبح عدالت آموزشی در ایران، از نگاه دولت آموزش و پرورش یک وزارت هزینه زا و ضرر ده است، آیا رد پای رانت و فساد اداری وجود دارد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ذبح عدالت آموزشی در ایران، از نگاه دولت آموزش و پرورش یک وزارت هزینه زا و ضرر ده است، آیا رد پای رانت و فساد اداری وجود دارد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید