آیین نامه ارتقای اساتید مانع حل مسائل کلان است ، نگاه ماشینی به حوزه علوم انسانی تغییر یابد

به گزارش مجله زیتوا، عدم تفکیک رشته ها در آیین نامه ارتقای اعضای هیئت علمی مشکلاتی را برای اساتید دانشگاهی به ویژه حوزه علوم انسانی به وجود آورده است؛ به همین منظور به مصاحبه با عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و علامه طباطبایی پرداختیم.

آیین نامه ارتقای اساتید مانع حل مسائل کلان است ، نگاه ماشینی به حوزه علوم انسانی تغییر یابد

با ما همراه باشید و درباره ساعت اینترنتی بیشتر بدانید.

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرنگاران، تدوین آیین نامه ارتقای اساتید برای تمام زیر نظام های آموزشی و رشته های دانشگاهی بدون در نظر دریافت تفکیک آن ها مسائلی را به وجود آورده است، با توجه به اینکه اعضای هیئت علمی بیشترین امتیاز ارتقاء را از طریق انجام فعالیت های پژوهشی بند 3 آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی به دست می آورند و این بند بیشترین نقش را در راهنمایی اساتید دانشگاهی دارد، به آنالیز نقاط قوت و ضعف آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی به ویژه اساتید حوزه علوم انسانی که در انجام فعالیت های پژوهشی و ارتباط با جامعه و ارائه مقاله با دیگر رشته ها تفاوت دارند، پرداختیم.

بر این اساس خبرنگاران در مصاحبه با حجت ایزد خواستی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و فتاح شریف زاده عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی به آنالیز مسائل به وجود آمده برای اعضای هیئت علمی حوزه علوم انسانی و تبعات آن در جامعه و ارائه پیشنهاد برای حل آن ها پرداخته است.

بیشتر بخوانید

بدون حل مسئله آمایش سرزمینی آیین نامه ارتقا به نتیجه نمی رسد / تعریف یک بسته سیاستی راهی برای برطرف مسائل نظام ارتقا

شاخص سنجش مقالات ارزیابی خبرگان باشد / رابطه بین آیین نامه ارتقاء و تحولات در دانشگاه ها بسیار کم است

دانشجو: با توجه به اینکه آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی بر اساس تفکیک رشته ها تدوین نشده است؛ اساتید حوزه علوم انسانی برای کسب امتیاز از بند پژوهشی آیین نامه با چه چالش هایی رو به رو هستند؟

ایزدخواستی: متاسفانه عده ای مهندس نشسته اند و برای حوزه علوم انسانی تصمیم گیری می نمایند. از سطوح بالا همچون وزارت خانه تا دانشگاه و معاونت ها اشخاصی وجود دارند که همه چیز را ماشینی و سیستمی و به صورت فنی مشاهده می نمایند و به این موضوع توجه نمی نمایند که موضوع مورد مطالعه در حوزه علوم انسانی، انسان است و انسان قابل پیش بینی نیست؛ متاسفانه با این نگاه ماشینی برای تمام حوزه ها و رشته ها یک تصمیم اتخاذ می نمایند و به همین طریق تصمیمی که برای رشته های علوم پایه و فنی گرفته اند را برای رشته های علوم انسانی نیز به کار می برند که این فرایند دو نتیجه را به همراه دارد؛ یکی اینکه مسائل موجود در جامعه حل نمی شوند و مسئله دوم انتظاراتی که از حوزه علوم انسانی دارند؛ محقق نمی گردد و به جای آن به مسائل دیگر که از ارزش کمتری برخوردار هستند؛ می پردازند. این موضوع سبب می گردد تا بسیاری از مسائل و طرح های ملی رها گردد، زیرا امتیازی برای اساتید به بار نخواهد آورد.

همچنین اساتید علوم انسانی برای ارائه یک طرح ملی باید مدت زمان زیادی را صرف نمایند؛ این درحالی است که پس از گذشت 5 یا 10 سال همچنان معین نیست که خروجی داشته باشد و استاد دانشگاه بتواند بر پایه آن ارتقاء یابد.

آیین نامه شفاف تر و واقع بینانه تر تدوین گردد

شریف زاده: آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی باید شفافیت بیشتری داشته باشد برعکس رشته های فنی و مهندسی که به صورت کمی ارزیابی می شوند، رشته های علوم انسانی به دلیل اینکه دامنه وسیعتری دارند، قابل تعریف و بیان روشن نیستند؛ بنابراین نمی گردد با شاخص های کمی آن ها را مورد سنجش قرار داد. ممکن است بعضی از افراد در رشته های تاریخ، فلسفه و جغرافیا که از رشته های علوم انسانی هستند، ایده هایی داشته باشند، بهتر است برای ایده پردازی اساتید در این حوزه امتیاز قائل شویم.

اگر آیین نامه ارتقای اساتید واقع بینانه تر گردد مسلما به اساتید دانشگاهی و نظام علمی پژوهشی یاری بیشتری خواهد نمود. بعضی از موارد احتیاج به تعریف عملیاتی دارند، زیرا توسط همکاران مختلف بعضی بند های آیین نامه به صورت های متفاوت تفسیر می گردد اگر مصادیق آن تعریف گردد و برای آن مثال گفته گردد، بسیار بهتر خواهد شد. به عنوان نمونه در آیین نامه کارتحقیقاتی یونیک تعریف نشده است و اساتید از آن تفسیر های گوناگونی دارند. همچنین در بعضی موارد باید حق وتویی اعمال گردد بهتر است آیین نامه در این راستا اصلاح گردد؛ بنابراین احتیاج است تا معادل سازی رخ دهد به نحوی که در حوزه هایی که قابلیت چاپ مقالات بین المللی وجود دارد افراد به چاپ مقالات بپردازند و در بعضی دیگر از حوزه های علوم انسانی که مجلات علاقه ای به چاپ مطالب آن ها ندارند، مقالات داخلی پذیرفته شوند.

شریف زاده: در حوزه علوم انسانی بهتر است به مقالات علمی پژوهشی که در مجلات داخلی نیز به چاپ می رسند امتیاز داد و مقالات را از انحصار در مجلات بین المللی خارج کرد.

دانشجو: نظرتان درباره انحصار چاپ مقالات در مجلات بین المللی در بند پژوهشی آیین نامه ارتقاء اساتید چیست؟

ایزدخواستی: در آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی تاکید شده است تا اساتید به ارائه مقالات چاپ شده در مجلات بین المللی بپردازند در صورتی که در این زمینه نگاه ایدئولوژیک وجود دارد و در بسیاری از موارد به دلیل همان نگاه، مجلات حوزه علوم انسانی را در مجلات بین المللی به چاپ نمی رسانند. به نظر بنده اگر قرار است تحولی رخ دهد باید در این موضوع باشد؛ به طوری که تصمیم گیری در مورد مسائل آن را به متخصصان آن رشته واگذار کنیم. در گذشته بیشترین پیشرفت ها برای حوزه علوم انسانی بوده است، اما اکنون ما شاهد این موضوع نیستیم به طوری که تمام نقاط مثبت از بین رفته است؛ از نظر بنده همه این مسائل ناشی از نوع نگاه به حوزه علوم انسانی است بنابراین اگر قصد داریم تحولی ایجاد گردد باید نگاه خود را تغییر دهیم.

جایگزین ارائه مقالات، تدوین کتاب و نوآوری باشد

شریف زاده: بعضی ممکن است به ارائه مقاله بپردازند امام پیروز نشوند آن ها را در مجلات بین المللی مورد تایید وزارت علوم به چاپ رسانند. ممکن هم است دلیل آن حوزه مورد پژوهش استاد دانشگاه باشد که از سمت آن مجلات مورد استقبال قرار نمی گیرد. اگر در داخل کشور نیز فصل نامه ها محدود باشد تقاضا ها برای چاپ مقالات زیاد خواهد شد و خواهیم دید که تقاضا زیاد خواهد شد و عرضه کم، بنابراین صف آنالیز مقالات طویل تر می گردد و به موجب آن فریند ارتقاء به طول می انجامد.

آیین نامه باید به گونه ای تدوین گردد تا اساتید دانشگاهی بتوانند به جای ارائه مقاله به تالیف کتاب و نوآوری بپردازند. البته برای ارتقاء از طریق تالیف کتاب نیز باید چند تن از اعضای هیئت علمی به تایید آن کتاب بپردازند تا آن کتاب ترجمه نباشد. در حوزه علوم انسانی بهتر است به مقالات علمی پژوهشی که در مجلات داخلی نیز به چاپ می رسند امتیاز داد و مقالات را از انحصار در مجلات بین المللی خارج کرد.

در آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی شاخص های ارزیابی مقالات دیده نشده است؛ به نظر شما برای ارزیابی مقالات و امتیازدهی به آن ها چه شاخص هایی باید در نظر گرفته گردد؟

ایزدخواستی: در آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی شاخصی برای امتیاز دهی به مقاله اساتید در نظر گرفته نشده است. در آیین نامه دیده شده است تا اگر مقالات در مجله isi منتشر شد یک امتیاز و اگر علمی پژوهشی بود به میزان دیگری امتیاز دریافت نمایند. اما مسئله مهم مربوط به تفکیک رشته های علوم انسانی می گردد، زیرا اگر در این حوزه بخواهیم به مسائل بوی کشور خود بپردازیم مسلما برای مجلات خارجی جذابیتی نخواهد داشت. اما اگر به عنوان مثال مشکل بزهکاری در انگلیس را مورد آنالیز قرار دهیم حتما به چاپ خواهد رسید. ما در واقع اکنون همین کار را می کنیم و به اساتید پول می دهیم تا در همین زمینه فعالیت داشته باشند و به حل مسائل دیگر کشور ها بپردازند، و بر اساس آن ارتقاء یابند. اما مسئله اینجاست که ارائه آن مقاله چه مسئله ای از جامعه حل نموده است؟ بنابراین لازم است در تدوین آیین نامه شرایط رشته ها برای ارائه مقاله در نظر گرفته گردد همچنین تاکید بیشتری بر ارائه مقالات کاربردی در جهت برطرف مسائل جامعه داشته باشند.

تفکیک رشته ها برای ارائه مقالات بین المللی لازم است

شریف زاده: برای رشته های فنی و مهندسی بسیار آسان است تا به ارائه مقاله بین المللی در رشته خود بپردازند، زیرا قابلیت پذیرش به عنوان ریشه اساسی علمی بودن در کشور های خارجی را دارند، اما در بعضی رشته های علوم انسانی اینگونه نیست و در خارج از کشور به سختی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر شاخص های دیگری همچون اندازه گیری موقعیت مقاله و اینکه آن مقاله ترجمه نباشد و تالیفی باشد در نظر گرفته گردد تا حدودی چالش های اساتید حوزه علوم انسانی را برطرف خواهد نمود.

در حقیقت عظیمترین منعی که برای ارتقاء اساتید علوم انسانی وجود دارد این است که تاثیرات و خروجی مقالات آن ها از طریق چاپ در نشریات خارجی آنالیز می گردد، اگر این محدودیت از میان برداشته گردد مسلما یکی از چالش های عظیم ارتقاء اساتید این حوزه برطرف خواهد شد.

در شاخص ارزیابی مقالات بهتر است به یک نکته توجه گردد که به مقالاتی امتیاز کامل دهیم که بتوانند چالش برانگیز باشند و حرف جدیدی در آن ها زده شده باشد، باقی مقالات را می توان از فصلنامه های علمی پژوهشی به دست آورد. همچنین می توان شرایطی را ایجاد کرد تا استاد دانشگاه به جای ارائه مقاله بتوانند یک کتاب تالیفی چاپ نمایند؛ و یا اینکه در کنار چاپ مقالات به ارائه کتاب تالیفی بپردازد و از آن نیز امتیاز دریافت نمایند. علاوه بر آن لازم است مقالات ارزش افزوده تئوری داشته باشد و برای جنبه های بومی ما یک مطلبی را ارئه کند تا موجب برطرف مسائل گردد.

در حقیقت عظیمترین منعی که برای ارتقاء اساتید علوم انسانی وجود دارد این است که تاثیرات و خروجی مقالات آن ها از طریق چاپ در نشریات خارجی آنالیز می گردد، اگر این محدودیت از میان برداشته گردد مسلما یکی از چالش های عظیم ارتقاء اساتید این حوزه برطرف خواهد شد. تفکیک رشته ها برای ارائه مقالات بین المللی بسیار مهم است در حقیقت می گردد از اساتید بعضی رشته ها که قابلیت چاپ مقالات isi را دارند درخواست کرد تا در این حوزه فعالیت نمایند، اما نسبت به بعضی دیگر از رشته ها این ضرورت برداشته گردد.

دانشجو: ماده پنجم آیین نامه ارتقا برای اصلاح امتیازات بخش ماده پژوهشی به دانشگاه ها اختیار داده است، به نظر شما این اختیارات تا چه اندازه راهگشا بوده است؟

ایزدخواستی: در مورد ماده 5 آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی که بر اساس آن اختیار به هیئت های ممیزه داده شده است تا به آنالیز این ماده بپردازند نیز باید بگویم؛ این که به چه میزان اختیارات به دانشگاه داده می گردد و یا این که وزارت خانه به صورت مستقل عمل کند، مسئله اصلی نیست در حقیقت باید نوع نگاه به حوزه علوم انسانی تغییر کند تا مسائل و مسائل جامعه حل شوند در غیر این صورت تنها مسائل اساتید حل خواهد شد. بالاخره اساتید از طریق ترجمه و مقالات و بسیاری کار های دیگر ارتقاء خواهند یافت، اما سوال اینجاست آیا با انجام آن مقاله و ترجمه مشکل حوزه علوم انسانی در جامعه برطرف شده است یا خیر؟ اگر در تدوین آیین نامه ارتقاء اساتید این هدف در نظر گرفته گردد تا مسائل جامعه برطرف شوند اساتید نیز در همان جهت حرکت خواهند کرد.

دانشجو: میزان ارتباط با جامعه و صنعت اساتید حوزه علوم انسانی نسبت به دیگر رشته ها کمتر است، دلیل آن را چه میدانید؟ به نظر شما آیین نامه در این حوزه چه تغییراتی باید داشته باشد؟

ایزدخواستی: باید به مقالات و طرح ها، کتاب ها و سخنرانی هایی که در این حوزه ارائه می گردد، امتیاز قائل شوند. با توجه به این که خروجی های حوزه علوم انسانی نسبت به دیگر حوزه ها زمان بر تر است اساتید علوم انسانی اگر به دنبال این طرح ها بروند، مسلما از تبدیل شرایط جا خواهد ماند؛ و این موضوع مهم ترین مسئله ای است که باعث می گردد اساتید حوزه علوم انسانی در حوزه ارتباط با جامعه فعال نباشند و مسائل جامعه به جای خود باقی بماند و در عوض اساتید به کار های پیش پا افتاده و مسائلی که به درد جامعه ما نمی خورد بپردازند؛ بنابراین لازم است متخصصین این حوزه در راس امور قرار داده شوند و این مسائل را به عنوان اولیت های دانشگاه ها و رشته ها بدانند؛ و آن را در فرایند های کوتا مدت، میان مدت و بلند مدت تعریف نمایند؛ و در تیم های مختلف به دنبال راه چاره آن باشند.

اعضای هیئت های علمی نیز در ارتباط با صنعت به دنبال طرح هایی حرکت می نمایند که در مدت زمان کوتاه تری سرانجام پذیرد و زودتر استاد دانشگاه را به ارتقاء نزدیک سازد. به همین دلیل است که افراد ترجیح می دهند تا به هر شیوه ای به ارائه مقالات بپردازند و یا مشغول به کار های پیش پا افتاده شوند، اما به دنبال حل مسائل کشور حرکت ننمایند.

اصلاح رفتار انسان ها در حوزه علوم انسانی آنالیز می گردد اگر قرار باشد در حوزه علوم انسانی که بحث از اصلاح رفتار انسان دارد، گفته گردد که یک رفتار به صورت قهری و قانونی انجام گردد دیگر نمی توانیم نام آن را رفتار بگذاریم، زیرا برای تغییر یک رفتار احتیاج مند فرهنگ سازی هستیم که در مدت زمان زیادی انجام خواهد شد. به عنوان مثال در حوزه کنترل جمعیت 30 سال تبلیغ شده است تا جمعیت دچار تحول گردد اکنون اگر بخواهند آن فرهنگ را تغییر دهند، نمی توان با یک آیین نامه مسئله را حل کرد، زیرا برای تغییر، احتیاجمند ارائه سخنرانی ها و کارگاه ها و حداقل زمان 20 سال در جهت فرهنگ سازی خواهیم بود.

با توجه به این موضوع آیین نامه ارتقاء اساتید که به دنبال ارائه خروجی از سوی استاد دانشگاه است تا از طریق آن اعضای هیئت علمی را ارتقاء دهد؛ سبب می گردد تا اعضای هیئت علمی حوزه علوم انسانی به دنبال طرح های کوتاه مدت حرکت نمایند و از مسائل کلان جامعه باز بمانند. این موضوع البته تنها مختص به حوزه علوم انسانی نمی گردد، چون اعضای هیئت های علمی سایر رشته ها نیز در ارتباط با صنعت به دنبال طرح هایی حرکت می نمایند که در مدت زمان کوتاه تری سرانجام پذیرد و زودتر استاد دانشگاه را به ارتقاء نزدیک سازد. به همین دلیل است که افراد ترجیح می دهند تا به هر شیوه ای به ارائه مقالات بپردازند و یا مشغول به کار های پیش پا افتاده شوند، اما به دنبال حل مسائل کشور حرکت ننمایند. در حقیقت مشکل اساتید دانشگاهی در مورد ارتقاء به هر نحوی حل خواهد شد و استاد دانشگاه به طرق مختلف این رتبه علمی را کسب خواهد نمود، اما آنچه که حل نخواهد شد، مسائل و مسائل کشور است.

شریف زاده: برای بعضی از رشته ها در علوم انسانی ارتباط با صنعت امکان پذیر است، اما در بعضی دیگر مانند تاریخ، فلسفه ارتباط با صنعت وجود ندارد برای همین اساتید به ارتباط با جامعه می پردازند. می توان به اساتید حوزه علوم انسانی در ارتباط با مسئولیت اجتماعی آن ها با جامعه و ارائه نظریه اجتماعی امتیاز قائل شد؛ و آن را جایگزین ارائه مقاله کرد. متاسفانه این موضوع در آیین نامه دیده نشده است.

ارتباط با صنعت در بسیاری از رشته های دانشگاهی به راحتی رخ می دهد، اما در بعضی از رشته های علوم انسانی این موضوع به نام ارتباط با جامعه مطرح شده است که در بسیاری از موارد اساتید دانشگاهی پیروز به ارتباط نمی شوند به طوری که بسیاری از مسائل جامعه همچنان بر جای خود باقی مانده است؛ به نظر شما برای برقراری این ارتباط به چه میزان دانشگاه باید کوشش کند و چه مسئولیتی دارد؟ و از سوی دیگر دولت چه وظایفی دارد تا این ارتباط شکل گیرد؟

ایزدخواستی: رشته های علوم انسانی ارتباط با صنعت ندارند، متاسفانه آمده اند به حوزه علوم انسانی به جای ارتباط با جامعه، ارتباط با صنعت را تزریق نموده اند؛ به طوری که همه چیز ماشینی شده است. به همین دلیل به رشته های علوم انسانی گفته نمی گردد تا به برطرف مسائل جامعه همچون بزهکاری، بالارفتن سن ازدواج جوانان، طلاق و ... بپردازد. بهتر است طرح های پژوهشی در راستای برطرف مسائل جامعه باشد، از طرفی بهایی به این طرح ها داده نمی گردد و آینده آن طرح و استاد نامعین است، به عنوان مثال استادی به مدت 5 سال زمان خود را برای آنالیز یک موضوع میگذارد، اما خروجی معینی همچون رشته های مهندسی ندارد، زیرا موضوع مورد مطالعه آن انسان است.

باید به حوزه علوم انسانی مانند دیگر رشته ها توجه بیشتری داشته باشیم همانطور که در حوزه ارتباط با صنعت مسائل را به دانشگاه ارائه می دهیم و برای میزان قراردادها، بودجه و ... برنامه ریزی می کنیم در رشته های علوم انسانی نیز باید مسائل و مسائل به دانشگاه ها عرضه گردد تا اساتید دانشگاهی و دانشجویان در ارائه سرانجام نامه از آن ها استفاده نمایند. همچنین احتیاج است تا بودجه آن را نیز تامین نمایند. در بحث خروجی نیز به حوزه علوم انسانی لازم است نگاه دیگری گردد، زیرا خروجی طرح های حوزه علوم انسانی با توجه به بستر جامعه معین می گردد بنابراین در بعضی موارد ممکن است سال ها احتیاج باشد تا به یک خروجی دست یابیم و در بعضی موارد پژوهشگر سال ها کوشش میکند، اما به خروجی مورد نظر دست نمی یابد.

بیشترین بودجه در حوزه ارتباط دانشگاه با صنعت داده می گردد، تا استاد دانشگاه با یک صنعتی که پول دارد ارتباط برقرار کند و به حل مشکل بپردازد، اما سوال اینجاست که متولی پرداخت بودجه اساتید علوم انسانی چه کسی است؟

مسائل جامعه و به تبع آن اساتید دانشگاهی تنها با یک آیین نامه و یک تبصره حل نخواهد شد، زیرا در 50 سال گذشته به آن توجه نشده است و اکنون اگر با مسائل بسیاری در جامعه روبه رو هستیم، نشان دهنده عدم توجه به این مسئله است که به صورت کلی از مدیریت غلط نشات می گیرد. ما مشکل عمده ای در حوزه بانکی، صنعت و ... نداریم بلکه مشکل اصلی مدیریت نادرست در این حوزه است که در پایان دولت را دچار کسری بودجه می نماید.

از طرفی احتیاج است تا بودجه ای برای طرح های پژوهشی در حوزه علوم انسانی در نظر گرفته گردد، به عنوان مثال در بحث اقتصاد مقاومتی و مقابله با تحریم ها، اگر بودجه ای به آن اختصاص داده نگردد و برای اساتید پژوهشگر در آن حوزه امتیاز ویژه قائل نشویم، شخص به سمت آن حرکت نخواهد نمود. در بعضی موافق سازمان های مختلف اعلام می نمایند که ما ازآن طرح استقبال می کنیم، اما هیچ حمایتی اعمال نمی گردد و این استقبال دردی را دوا نخواهد نمود و هیچ اشتیاقی را برای حرکت اساتید دانشگاهی ایجاد نمی نماید. در واقع باید کارگروه های تخصصی در آن زمینه ایجاد گردد و پول های صرف گردد و امتیازاتی برای اساتید قائل شوند تا اعضای هیئت علمی به آن سمت حرکت نمایند. بیشترین بودجه در حوزه ارتباط دانشگاه با صنعت داده می گردد، تا استاد دانشگاه با یک صنعتی که پول دارد ارتباط برقرار کند و به حل مشکل بپردازد، اما سوال اینجاست که متولی پرداخت بودجه اساتید علوم انسانی چه کسی است؟

فرهنگستان علوم و پژوهشکده های که در این راستا فعالیت دارند باید ردیف بودجه های خود را بالا ببرند، متاسفانه خیلی از آراندی هایی نیز که تعریف می گردد به دست پژوهشگر و دانشگاه نمی رسد، این موضوع در کشور های دیگر حل شده است، زیرا گرنت هایی به اساتید و دانشجویان دکتری داده می گردد تا به آنالیز موضوع بپردازند. اکنون ما به دانشجویان دکتری حقوقی نمیدهیم خب زمانی که دانشجو برای کسب درآمد به کار های دیگر بپردازد مسلما سرانجام نامه ای در جهت حل مسائل کشور ارائه نخواهد داد، زیرا برای ارائه آن احتیاجمند صرف کردن مدت زمان زیادی است. دولت می تواند در این زمینه حقوقی را برای دانشجویان در نظر گیرد. اگر این مسائل در جامعه حل گردد مسلما مهمترین هدف آیین نامه ارتقاء اساتید دانشگاهی که جهت دهی فعالیت های اعضای هیئت علمی و به تبع آن دانشجویان است، محقق خواهد شد.

شریف زاده: پژوهشگر باید به سمت مسائل و مسائل جامعه خود حرکت کند و به پژوهش هایی بپردازد که از دو جنبه کاربردی و نظری برخوردار هستند. دانشگاه ها هم در این زمینه می توانند به برگزاری سمینار ها بپردازد تا ذهن اساتید دانشگاهی آماده گردد. همچنین احتیاج است تا امکانات علمی پژوهشی فراهم گردد تا کیفیت فعالیت های پژوهشی افزایش یابد. برای افزایش ارتباط دانشگا ها صنعت بهتر است سازمان ها و نهاد ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم به نقطه نظرات و مسائل خود را به دانشگاه ارجاع دهند تا دانشگاه با استفاده از سرانجام نامه ای دانشجویی به برطرف آن ها بپردازد.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 16 بهمن 1399 بروزرسانی: 16 بهمن 1399 گردآورنده: zeetova.ir شناسه مطلب: 1141

به "آیین نامه ارتقای اساتید مانع حل مسائل کلان است ، نگاه ماشینی به حوزه علوم انسانی تغییر یابد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آیین نامه ارتقای اساتید مانع حل مسائل کلان است ، نگاه ماشینی به حوزه علوم انسانی تغییر یابد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید